پرینت

IMG 20161228 104417

یادداشت اختصاصی محمد صادق حمیدیان نائب رئیس اتاق بازرگانی شیراز پرامون تثبیت نرخ ازر

 مدتی است که صحبت از این مسئله مطرح است که باید دولت سیاست تک نرخی کردن ارز را در پیش بگیرد. اما این موضوع که دلار تک نرخی شود، از جنبه های مختلف مثبت و به نفع اقتصاد کشورمان است. منتها باید توجه داشته باشیم اینکه دلار تک نرخی شود به ملزوماتی احتیاج دارد و مهم ترین آن این است که دولت توان عرضه مکفی ارز به قیمت ثابت را داشته باشد.

این در حالی است که متاسفانه آنچه در سال های گذشته مشاهده کردیم این است که قیمت ارز تابعی از مکانیزم عرضه و تقاضا در بازار ایران نیست و معمولا به صورت دستوری نرخ ارز تعیین می شود و بعضا با سیاست سرکوب یا سیاست آزادسازی یا سایر سیاست ها نرخ ارز مشخص می شود.

در حقیقت می توان گفت که بازار تعیین کننده واقعی نرخ ارز در اقتصاد ما وجود ندارد و این عرضه کننده ارز یعنی دولت است که به واسطه بانک مرکزی ارز را در بازار می ریزد و تامین می کند. بنابراین این موضوع که دولت بتواند ارز را به میزان کافی در اختیار بخش تقاضا قرار بدهد و موجب شود که ارز یک قیمت واحد در بازار داشته باشد، حرکت رو به جلو و مثبتی است.

یا این موضوع که افزایش و کاهش نرخ ارز در اقتصاد کشورمان چه اثری می گذارد دارای یک پارادوکس است که اگر با تولیدکنندگان صحبت کنیم، افزایش نرخ ارز را به نوعی خطری برای تولید خودشان احساس می کنند، در حالی که اگر همین بحث را با صادرکنندگان داشته باشیم، این را یک سیاست انبساط کاری در توسعه صادرات خود تلقی می کنند.

اعداد و ارقام هم حکایت از همین موضوع دارد. اگر به جهش ارزی که در سال های 89 و 90 رخ داد، نگاهی بیندازیم متوجه می شویم حجم ارز حاصل از صادرات افزایش پیدا کرد و دلیل هم آن بود که در یک مقطع کوتاه زمانی قیمت ارز به یکباره افزایش یافت و بنابراین صادرات موجه شد.

منطق اصولی این است که تصمیم سازان و تصمیم گیران کشور در این خصوص به تعیین اهداف اقتصادی کلان اقدام کنند و استراتژی اقتصادی کشور را مشخص سازند و در این مسیر تاکتیک ها و تکنیک ها مشخص شود و بر آن اساس پایه پول ملی مان بالا برود یا پایین بیاید.

 اگر مبتنی بر یک برنامه استراتژیک باشد، قطعا جواب خواهد داد منتها متاسفانه به دلیل فقدان برنامه استراتژیک بلند مدت در اقتصاد کشورمان و تصمیمات خلق الساعه شاهد هستیم که بعضا نوسانات عجیبی در حوزه نرخ ارز و صادرات و واردات به وجود می آید.

نکته قابل تعمقی که در حوزه تعیین نرخ ارز وجود دارد این است که سالیان متمادی است که کشورمان درگیر تورم بالایی است و از تورم 48درصدی تا تورم 9 درصدی را در سال های اخیر تجربه کرده ایم. منتها در هیچ یک از این سال ها براساس اصول علم اقتصاد، نرخ ارز کشورمان مبتنی بر افزایش یا کاهش نرخ تورم، رشد یا کندی رشد نداشته است. این به آن مفهوم است که قیمت تمام شده کالای داخلی ما به طور مرتب مبتنی بر نرخ تورم و اعدادی که متاثر از نرخ تورم است، در حال افزایش است.

منتها از سوی دیگر در سطح تولید یک کالای رقابتی، اگر قیمت ارز به همین میزان افزایش پیدا نکند، ما در بازار داخل شاهد رقابت منفی کالای خارجی با کالای داخلی خواهیم بود. البته عوامل مختلفی در این موضوع درگیر هستند اما نرخ ارز مهم ترین فاکتور است و نرخ سود و تسهیلات بانکی هم موثر هستند.

ما اگر خودمان را با کشورهای حوزه خلیج فارس مقایسه کنیم، تامین مالی صنعتی در این کشورها توسط سیستم بانکی و با یک بهره بسیار پایین انجام می شود. اما در شرایط مساوی، تولیدکننده ایرانی این کالا را باید با نرخ بانکی حداقل 18 تا 20 درصدی تامین مالی کند. زمانی که قیمت تمام شده کالا 12 تا 13 درصد رشد دارد و در مقابل نرخ ارز 5درصد افزایش پیدا می کند، شرایط رقابتی از بین می رود و موضوع رقابت کالاهای ایرانی با کالاهای خارجی در بازار داخلی منتج به شکست کالاهای تولید داخل می شود.

هرچند سیاست های تعرفه ای که توسط دولت اعمال شده است، می تواند تاحدودی گره گشا باشد منتها دولت هم به بلای خانمان سوز قاچاق اشاره دارد که رقیب سرسخت سیاست های تعرفه ای است.

بنابراین اگر جمیع این مسائل را در نظر بگیریم ما باید به سمت تدوین یک استراتژی بزرگ اقتصادی برویم که در آن استراتژی از نرخ ارز به عنوان یک ابزار استفاده کنیم و نه اینکه نرخ ارز به عنوان یک هدف باشد.

منبع: روزنامه فرصت امروز

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی